شماره نهم سال هفتم عقرب 1388 / اکتر 2009

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

در شط شعر
«
کلوب قلم افغانان» در «استکهولم» پایتخت «سویدن» در خط برنامه های فرهنگنیش، برای بزرگداشت از سروده های و آفرینش های ادبی و اجتماعی خانم «حمیرا نکهت دستگیرزاده» گرد هم آیی فرهنگیی را به شام سی و یکم اکتوبر ۲۰۰۹ عیسایی، در آن شهر، سامان داد.
در این شب جشن بزرگداشت، شماری از شاعران، نویسنده گان و ناقدان ادبی کشور از جای های دور و حتا آن سوی بحر ها، گرد هم آمدند.
با محبتی که گرداننده گان «قلم» دارند، به من نیز امکان آن میسر گردید تا ارداتم را به پیشگاه خانم «حمیرا نکهت» تقدیم نمایم.
     صدیق رهپو طرزی  

 

سیمای آشنا
فرهنگ و ادب کشور ما به ویژه در چند دهه اخیر اگر بنيادگران و هماوران بسيار نداشته، اما چند سيمای درخشنده، اين دهه های سده معاصر را دريافته اند که برخی از اينان با همه ابعاد شان شناخته نيستند. در مورد برخی دیگر از اين سيما ها سخن بسياری گفته نشده و چندين تن هم با مرگ و نبود شان اين مجال را پيش آوردند که بر سيمای شان درنگی هرچند شتابزده و کوتاه صورت گيرد. تا گاهی باشد در شناسايی اين سيما ها، زيرا این نبشته ها با همه نارسایی های احتمالی که ممکن است داشته باشد، می تواند کاملترين زندگی نامه اين نام آوران باشد. زيرا پيش از این و بيش از این مطالبی در شناسايی این خبره گان تا اکنون به نشر نرفته است.

 

عشق از دیدگاه اقبال
عزیز احمد حنیف
در این نبشته ضمن نقل قول از اقبال شناسان بزرگ ایرانی مانند محمد بقایی ماکان مؤلف 25 جلدی آثار و افکار اقبال، پروفسور سیدین، نویسنده کتاب گرانسنگ «مبانی تربیت فرد و جامعه، دکتر رفیع الدین، اقبال شناس معروف پاکستانی، علی محمد نقوی و غیره، از ابیات و نوشته های خود اقبال نیز استفاده صورت گرفته است تا معنا و مفهوم عشق از نظر این اندیشمند بزرگ اسلامی در قرن بیست، که نسبت به تفسیر های که در گذشته از عشق به جا مانده است، تا حدی متفاوت می باشد، برای خواننده بیشتر واضح گردد.

 

نقش شخصیت در تاریخ
دکتر آرین
زمانیکه نام از نقش شخصیت و تاریخ میبریم، آنگاه ما با یک تنوع حیرت انگیز از شخصیت ها، رویداد ها، چرخش ها، انقلاب ها، کارنامه ها، قیام ها و تحولات و تنازعات بزرگ و کوچک آرام و خونین، بازگشت ها، جهش ها، شتاب ها، درنگ ها و با نبرد های قهر آمیز و مسالمت آمیز، شکست ها و پیرزی های انسانها و جامعه سروکار داریم.

 

تنهایـی
نوشته ی: اسماعیل فروغی
ساعتها بود که سیاهی شب، دامنش را بر کوچه و شهر گسترده بود. در و دیوار، کوچه و باغ، کلبه و ویرانه؛ همه سیاه به نظر می آمدند – سیاه و دود زده . شهر، چهره ی زاغ پیری را بخود گرفته بود . صدایی به گوش نمیرسید. همه جا سکوت فرمان میراند. شاید همه آدمهای شهر به یکباره گی به خواب رفته و همه گی یکسان و یکنواخت خر و پف سر داده بودند. سکوت و بیصدایی، تاریکی و دود زده گی، فضای هولناکی را در شهر ایجاد نموده بود.

 

آیینه در شعر، و شعر، در آیینه
دستگیر نایل
از نظر اهل ادب و فرهنگ، پوشیده نیست که واژهء «آیینه»، هم در گفتگو های روزانه، ادبیات و هم در عرفان، معنا ها و کاربرد های متفاوت دارد. در معنای عام، ظاهراً آیینه، قطعهء شیشه ای است که در پشت آن، ملمع میمالند تا نور را منعکس نماید و هر چیزی بتواند در آن، صورت خود را تماشا کند. در ادبیات ژورنالیزم هم جمله های داریم مانند: جهان در آیینهء تاریخ، افغانستان در آیینهء مطبوعات و... اما در ادبیات، به ویژه در ادبیات عرفانی، آیینه را محل جلوه گاه ذات باریتعالی می دانند.

 

با رحمان ســدید شاعر جوان معرفی شوید
خبرنگار (نشریه زن) در بزم شب شعر و غزل خانه فـرهنگی "مـولانـا" در شهر ونکـوور کانـادا که در هـر پـانزده روز برپـا میشود، شاعـران سابقه دار و جوان در آن اشتراک ورزیــده با دکلمه سروده های شان هم با گرمی و محبت در محفل حصه میگیرند و از طرف دیگر آفـریده های ادبی و هنری خود را در چنین محافل ادبی می آزمایند.

 

جنگ های کابل «زرافه قشنگ»
میم - میهن فدا
گاه و بیگاه در تارنما های وطنی، تحسین نامه ها و تقدیر نامه هایی را می بینم که به گردن زرافه  قشنگ آقا صاحب ( سید عبد القدوس سید ) حمایل میشوند. ولی هرچه انتظار کشیدم خار مغیلانی به این گردن قشنگ حمایل نشد، آهنگ و آرزو کردم که این جسارت را من کنم. به یادم آمد که ماه ها  قبل یک دوست فرهیخته ام این کتاب را برایم امانت داده بود، با احساس امتنان از او کتاب را با ژرف نگری به خوانش گرفتم.

 

نبشتهء از افسانه واحد یار از کانون ابی دانشگاه شهر هرات:

نگاهی به مجموعهء شعری "حاشیه ی دو نفری "
شهیر داریوش یکی از غزل سرایان جوان است؛ که تازه در سر هوای ناب شعر و شاعری را پرورانده. وی در شهر تخار بدنیا آمده است، و رشتهء زبان و ادبیات فرانسه را میخواند.
پرتو نادری در مقدمه ی که برای کتاب داریوش نوشته میگوید:" داریوش در حاشیهء دو نفری شاعری ست غزل سرا؛ اما او غزل را با هنجار های تازه می سراید، غزل بیان پیوند های حسی و عاطفی اوست."1

 

کاروان شـعر و ادب
زیر نظر آرام ارزگانی